این روزها همهی مردم درگیر تبلیغات انتخاباتی هستند و من هم با دیدن این صحنهها و شور و حالی که مردم برای این کار دارند خیلی علاقهمند شدم.
از هفتهی پیش بعد از دیدن اولین مناظره تلویزیونی از آقای موسوی خیلی خوشم آمد، بابا میگفت که در زمان جنگ ایشان نخستوزیر هم بوده راستش من که سر در نیاوردم.
پیش از این خیلی از آقای کروبی خوشم میآمد و به بابا هم میگفتم که من به کروبی رای میدم، بابا چیزی نمیگفت ولی وقتی تعداد این گفته زیاد شد، برای من توضیح داد که من نمیتونم در رایگیری شرکت کنم، البته بهخاطر اینکه سن من به اندازهی کافی نیست.
ولی من از بابا قول گرفتم که بهجای من به آقای موسوی رای بده و اون هم قبول کرد.
علت اصلی اینکه نظرم عوض شد این بود که بعد از مناظرهی اون شب که خونهی عمو حسین بودیم، در راه برگشت به خانه در تمام بلوار کشاورز و میدان ولیعصر همهی ماشینها، بزرگ، کوجک، پیر و جوان را دیدم که از آقای موسوی حمایت میکردند. به همین خاطر من هم یک پوستر گرفتم و سرم رو از ماشین بردم بیرون تا مثل بقیه از ایشان حمایت کرده باشم.
چند روز بعد هم به همراه بابا به یکی از ستادهای حامی موسوی رفته و باز همان کارها را انجام دادم، البته اینبار در کنار خیابان ترکمنستان در نزدیکی خونه.
شش سال پیش در ساعت ۱۲:۳۰ دقیقه روز پنجم خرداد سال ۱۳۸۲ به دنیا آمدم. امروز هم همانروز است، ولی در سال ۸۸، در این روز بابا و مامان خیلی خوشحال بودند که من به عنوان اولین بچهی اونها متولد شدم، و خودم، خوشحال از اینکه یکسال دیگه بزرگتر شده و از امسال میتونم به مدرسه برم، و خوشحالتر از داشتن این پدر و مادر مهربان، که خیلی زحمت میکشند و تلاش زیادی میکنند تا امکانات خوبی برای من فراهم کنند.
امروز اولین کادوی تولد را از بیبی گرفتم، از این هدیه خیلی خوشحال شدم و احساس کردم که بهترین هدیهای بوده که گرفتم، "عروسک سارا".
راستش از لباسهای مختلف و ایرانی که به همراه اون هست خیلی خوشم اومد و فکر نمیکردم که اینطوری باشه، محکم و زیبا، به راحتی هم میشه همهی قسمتهای اون را حرکت داد و به راحتی میایسته و میشینه.
اولین کسانی که امروز تولدم را تبریک گفتند به ترتیب، مامان، بابا، بیبی، عمه کبری، خاله آزاده، خاله هنگامه، آقای اشجعی (از همکاران مامان)، محبوبه، حنیف، انسیه، حمید و هاشم بودند، البته مامان میگفت خاله هنگامه صبح خیلی زود تماس گرفته و تبریک گفته.
از همهی اونها و همهی کسانی که با ارسال پیامک، ایمیل و یا تلفنLOL، اظهار لطف کرده و این روز را به یاد داشتند و بهعنوان اولین نفرها، خیلی در یادشون بودم، تشکر میکنم.